السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
230
جواهر البلاغة ( فارسى )
دانشمند باريكانديش را كفر پيشه كرده است . « هذا » مسند اليه است و براى ابراز شگفتى و عجيب دانستن مسأله ، به گونهء اسم اشاره ايراد شده . 4 - مسند اليه ، اسم اشاره آورده مىشود براى اوج توجّهى كه به آن هست و براى اينكه با بهترين شكل ، مشخص گردد . مانند شعر فرزدق دربارهء امام زين العابدين عليه السّلام اين كسى است كه بطحاء جاى گامهايش را مىشناسد و خانهء خدا و حلّ ( بيرون از حرم ) و حرم مىشناسدش . « هذا » در اين شعر ، مسند اليه است . و مانند سخن او : اين « ابو الصّقر » در نيكيهايش يگانه است . در اين شعر نيز « هذا » مسند اليه است . و براى نهايت توجّهى كه به آن بوده است به گونهء اسم اشاره آورده شده . 5 - و التّعريض بغباوة المخاطب ، حتّى كأنّه لا يفهم غير المحسوس ، نحو : اولئك آبائى فجئنى بمثلهم * إذا جمعتنا يا جرير المجامع 6 - و التّنبيه على أنّ المشار اليه المعقّب بأوصاف ، جدير لأجل تلك الأوصاف بما يذكر بعد اسم الإشارة كقوله تعالى : « أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . * 5 - مسند اليه را اسم اشاره مىآوريم تا به كندفهمى مخاطب ، گوشه بزنيم بدينسان كه گويا مخاطب ، چيز غير محسوس را در نمىيابد . مانند اين شعر فرزدق خطاب به جرير : آنان نياكان منند پس تو اى جرير ، هرگاه در اجتماعى با هم بوديم مانند نياكان من را براى خويش بياور . در اين شعر ، « اولئك » مسند اليه و اسم اشاره است . 6 - مسند اليه را اسم اشاره مىآوريم تا يادآورى كنيم : مشار اليهى كه به دنبال آن ، وصفهايى ذكر شده است به جهت همان و صفها ، شايستهء چيزهايى كه بعد از اسم اشاره مىآيد ، هست . توضيح : در قرآن مجيد آمده است : « الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ . . . تا مىرسد به « أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » « 1 » در اين
--> ( 1 ) . بقره / 5 و 4 و 3 .